أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
107
قانون ( فارسى )
و متراكم نباشد و گرنه به نفس كشيدن زيان مىرسانيد . هريك نوع از حالات سبات ، مربوط به نوعى از مزاج است . اولا راجع به سردى و در حالت دوم راجع به ترى است . گاهى بيمارى ذات الجنب ، ذات الريه و همانند آن به سبات تبديل مىشود . كسانى هستند كه تا نشستهاند خلطشان كمتر فعاليت دارد ( منكسر است ) ، و آزارى نمىرساند و خواب بر آنها چيره مىشود . اما همينكه دراز كشيدند حرارت غريزى ژرفا رو شود و برانگيزد و بخارها را به سوى مغز به هيجان درمىآورد و خوابشان نمىبرد و اين حالت را اكثرا در خشك مزاجها مىتوان يافت . اگر خواب زياد بر شخص مستولى گردد شايد خبر از بيمارى دهد . گويند آب انار در معده درنگ مىكند و بخارها را بند آورد و از بىخوابى رهايى مىبخشد . ما سابقا گفتيم كه بايد در وقت غذا خوردن حالت دراز كشيده چگونه باشد و اينك مىگوييم : بر پشت خوابيدن و در اين حالت غذا خوردن اكثرا سبب سستى و فروهشتگى پشت مىشود و علاجش برخاستن ( راست ايستادن ) زياد است . خوابيدن در آفتاب براى سر زيان دارد و خفتن در ماهتاب بيم آن دارد كه از حركت خلطها خون از راه سينه و دهان برآيد . سبب خرناسه ، برهم آمدن دهانهء قصبه است كه نفس بيرون نمىآيد مگر رطوبت دخالت كند . علامتهاى انواع سبات 1 - اگر سبب سبات سرماى سادهاى است كه از خارج وارد شده است ، بعد از آنكه سرماى شديد از خارج سر را دربرگيرد سبات به وجود آيد . 2 - گاهى سبات از سرمايى كه نفوذ به درون بدن و مغز كند پيدا شده است . در اين دو حالت نه رخسار برانگيخته است و نه پلكها التهاب دارند . رنگ روى بيمار به سبزى مىزند ، نبض كشدار و مايل به سفتى است و بسيار تفاوت در ميان نبض موجود است . 3 - اگر از خوردن داروهاى سرد و مخدّر ، مانند افيون ، بنگ ، بيخ مهرگياه ( يبروح ) و تخم مهر گياه ( بزر لفاح ) و جوزماثل ، قارچ سمى ، شير در معده پنير شده ، كشنيز سبز ، اسپرزهء زياد باشد علامت هريك از آنها را در بحث سمها ذكر مىكنيم . و اگر سبات همراه عرضهاى ديگرى مانند خفگى ( اختناق ) ، سبز شدن دست و پاها ، سردى دست و پا ، آماس زبان ، تغيير يافتن بوى باشد . همراه سبات نبض افتاده و مورچگى و ناتوان باشد ، متفاوت نباشد ، بلكه پىدرپى آيد مانند تواترى نبض كرمى و مورچگى . و اگر متفاوت باشد ، مرتبى وجود ندارد از تفاوت به تواتر به تفاوت مىرسد . بايد دانست كه بيمار يكى از داروهاى سمى نامبرده خورده است و هريك علاجش در بحث سمها ذكر شده است . برخى گويند : سباتى كه از سرماى ساده خيزد سبكتر از سباتى است كه سببش مادهء مرطوب است . كه اين نظريه را نبايد كاملا معتبر دانست اما بايد آن را ارج نهاد .